۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه

خلاصه و کپچرهای قسمت ششم سریال My GF is a Gumiho

 دوونگ که قبول کرده دوست پسر می هو بشه، می هو به د وونگ میگه حالا که دوست دخترت شدم میخوام یه کاری که خیلی دوست دارم بکنم و مثل عروسهای سنتی میخواد برای دوونگ تعظیم کنه که دوونگ میفهمه و سریع میگه اینکارو نکن، میخوای من دامادت بشم تو خیلی بی حیایی. بعد می هو میگه دلم میخواد اینکارا رو بکنم پس بیا جفت گیری کنیم  دوونگ بیچاره هم میگه اگه مجبور باشم با یه روباه نه دم این کارو بکنم ترجیح میدم مهره رو تف کنم. می هو هم با شیطنت میگه تو نمیتونی مهره رو تف کنی توی این 100 روز تو مال منی. دوونگ هم پیش خودش فکر میکنه اگه بهش بگم باشه حتما خجالت میکشهو بی خیال میشه و میگه داشتم شوخی میکردم ولی وقتی دوونگ میره و به می هو نزدیک میشه، می هو با پررویی کامل دستشو مینداره دور کمر دوونگ و محکم بغلش میکنه وخود دوونگ مجبور میشه بگه شوخی کردم و از دست می هو فرار میکنه میره توی اتاق. دوونگ به میهو میگه بیا باهم توی این 100 روز همکاری کنیم ولی دیگه اینجوری بهم نگاه نکن که انگار میخوای منو بخوری..... می هو میگه واقعا اینجوری بنظر میاد؟ آخه جدیدا بهش فکر نکردم. دوونگ میگه تو به خوردن من فکر کردی؟ چندبار؟ می هو میگه 1بار.... نه راستش 2 بار بود..... دوونگ ناراحت میشه و میره توی تختش میخوابه و میگه از کجا معلوم شاید 4بار بوده..... شب که دوونگ خوابه با صدای زوزه ی می هو بیدار میشه و دنبال می هو میگرده و میبینه توی توالت نشسته داره گریه میکنه، پس بگو اون نقاشی هایی که برای مراسم عروسیش با دوونگ روی صورتش کشیده بود رو با ماژیک کشیده و پاک نمیشه. دوونگ کمکش میکنه و پاکشون میکنه و می هو هم برای دوونگ تعریف میکنه که 500 سال پیش خودشو مثل عروسا کرد تا شوهر پیدا کنه ولی کسی نیومد و اون توی نقاشی حبس شد. دوونگ یدفعه یاد اون عروسک ران مرغ میافته و میدش به می هو و می هو از خوشحالی ذوق میکنه.

MGIG-0190.jpg MGIG-0191.jpg MGIG-0192.jpg MGIG-0193.jpg MGIG-0194.jpg MGIG-0195.jpg MGIG-0196.jpg MGIG-0197.jpg MGIG-0198.jpg MGIG-0199.jpg MGIG-0200.jpg MGIG-0201.jpg

دوونگ میره سر فیلمبرداری فیلم و حرکات اکشن بازی میکنه و دوستش تعجب میکنه و میگه مگه حالت بد نبود، دوونگ هم میگه من حالم خوبه و دوستش حلقه رو توی دستش میبینه. اون یکی دوست دوونگ (دختر کارگردان بن) میره دست هه اینو میبینه که حلقه نداره و به هه این میگه که دوونگ دوست دختر داره ولی نمیدونم کیه. دوونگ میفهمه کارگردان بن دنبال می هوئه و به می هو میگه اگه دوباره کارگردان بن رو دیدی ازش دور شو. دونگ جو به مبایل دوونگ زنگ میزنه و میگه با می هو کار دارم... دوونگ هم کلی حسودیش میشه که اون پسره کیه و اینا.... بعد توی خیابون که باهم راه میرن همه ی پسرا و مردا چشمشون دنبال می هوئه و دوونگ همش حلقه شو نشون میده که مثلا من دوست پسرشم... توی اتوبوس یه مرده میخواد بره کنار می هو بشینه دوونگ سریع میره میشینه پیشش و می هو میگه تو که نمیخواستی پیشم نشینی چرا اومدی؟ دوونگ هم کم نمیاره میگه میخوام خودمو فدای مردم بکنم که یه موقع توی دام تو نیافتن همین لحظه یکی از هم دانشگاهی دوونگ می نیو (که همون می نیو یا می نام سریال تو زیباییه و توی این سریال حضور افتخاری داره) دوونگو میبینه و باهاش سلام میکنه دوونگ هم جو گیر میشه میخواد شماره بده ولی می هو سریع حلقه شو به می نیو نشون میده  و می نیو هم میگه ببخشید مزاحم تو و دوست دخترت شدم و میذاره میره. هه این توی دانشگاه دوونگو میبینه و دوونگ میخواد هه این حلقه رو توی دستش نبینه درش میاره و از دستش میافته و گم میشه و هه این هم میبینه حلقه دستش نیست خوشحال میشه. دوونگ می هو رو تنها میذاره توی کلاس دانشگاهش و مجبور میشه با هه این بره ناهار بخوره.... می هو هم از کلاس میاد بیرون و منتظر دوونگه و توی حیاط دانشگاه دوباره کارگردان بنو میبینه و تند و سریع ازش فرار میکنه ولی احساس میکنه حالش بد شده و یاد حرف دونگ جو میافته که گفت یواش یواش میمیری...   
MGIG-0206.jpg MGIG-0207.jpg MGIG-0208.jpg MGIG-0209.jpg MGIG-0210.jpg MGIG-0211.jpg MGIG-0212.jpg MGIG-0213.jpg MGIG-0214.jpg MGIG-0215.jpg MGIG-0216.jpg MGIG-0217.jpg MGIG-0218.jpg 

دوونگ میره میبینه می هو رفته، می هو میره پیش دونگ جو میگه حالم بد شد و دونگ جو میگه این درده و علائم آدم شدنه و بازم این اتفاق برات میافته. دوونگ هم گوشت میخره و توی خونه منتظر می هوئه و میبینه دونگ جو آوردش خونه و وقتی دونگ جو رو میبینه پیش خودش میگه این که اصلا خوشتیپ و خوشگل نیست...و بازم حسودیش میشه. می هو میبینه که حلقه ی دوونگ دستش نیست و ناراحت میشه، باهم میرن و حلقه رو پیدا میکنن، می هو میگه چرا درآوردیش و دوونگ میگه نمیخواستم هه این ببینه و بهش میگه آرزوم اینه که تو رو از هه این قایم کنم بهم کمک میکنی، می هو میگه نه آرزوی دیگه ات چیه؟ (میخواد آرزوهای دوونگو حقیقت کنه تا دوونگ خوشحال باشه) دوونگ میگه چیزی نیست که از تو بخوام و می هو با ناامیدی میگه فقط مهره مو ازم میخوای؟ و دوونگ میگه چرا میپرسی؟..........هه این با دوست دوونگ داره حرف میزنه و میفهمه دوونگ توی مدرسه ی اکشن زندگی میکنه. شب یهو دوونگ میره میبینه می هو نشسته و اینقدر خورده که مست شده و دمهاش در اومده. دوونگ میگه دمهاتو جمع کن. می هو میگه این آرزوته؟ دوونگ میگه آره و می هو هم انجامش میده و همینطوری یه کارای کوچیک میگه که مثلا آرزوهاشه مثل زوزه کشیدن و پشه کشتن که یهو می هو احساس میکنه هه این داره از پله ها میاد بالا، می هو میره روی نرده ی پست بوم و میگه دوونگ کمکت میکنم به آرزوی اصلیت برسی، چون دوستت دارم.... و تا هه این میاد بالا می هو میپره پایین، ولی دوونگ انگار نه انگار که هه اینو دیده سریع میره دنبال می هو............


یعنی حالا می هو برای دوونگ چقدر مهمه؟
می هو از خودگذشتی کرد و کجا رفت؟

پایان قسمت ششم

۱۳۸۹ آبان ۲۳, یکشنبه

عکسهای جدید و زیبا از سریال با من ازدواج کن مری

http://korean-cute.sosugary.com/albums/userpics/10001/20101113004431.jpg 
http://korean-cute.sosugary.com/albums/userpics/10001/20101113004430.jpg 

این سریال از هفته ی پیش شروع شده دو قسمتش پخش شده خیلی نازه دوشنبه و سه شنبه هم دو قسمت دیگه پخش میشه ، خلاصه ای این سریال هم سر فرصت مینویسیم... دیالوگ دوست داشتنی این سریال:
موو کیول:  MERRY CHRISTMAS 
مری: HAPPY NEW YEAR 


خلاصه و کپچرهای قسمت پنجم سریال My GF is a Gumiho

صبح که دوونگ بیدار میشه یکمی دنبال می هو میگرده وقتی که پیداش نمیکنه میگه واقعا می هو رفته و خوشحال میشه و ساکشو میبنده بره خونه ی بابابزرگش. می هو هم داره رفتنشو نگاه میکنه و میگه انگار خیلی خوشحاله که من رفتم و بغضش گرفته د وونگ که داره میره یهو یه قطره آب میریزه روش و با تعجب آسمونو نگاه میکنه و میگه می هو داره گریه میکنه.... ولی یهو میبینه که یه آقاهه داره ماشینشو میشوره و آب اون بوده  و با خیال راحت به راهش ادامه میده ولی میهو که اشکش دراومده میگه نباید گریه کنم و اشکش و پاک میکنه و دوباره یه قطره آب میریزه روی د وونگ با عصبانیت برمیگره میخواد به اون آقاهه بگه که چرا آبو میپاچی که میبینه اون آقاهه رفته و ایندفعه واقعا کار خود می هو بوده دوونگ میره خونه و به بابابزرگ و عمه ش میگه با می هو بهم زدم و میره توی اتاقش ولی احساس خلاء میکنه و میگه نکنه می هو بجز مهره ازم چیز دیگه ای هم برداشته. 
دوونگ میره هه این رو ببینه ولی هرچی میگه از می هو میگه و همش به یاد اونه. می هو هم توی این وضعیت مثل یه گومیهوی واقعی رفتار میکنه و شروع میکنه به اذیت کردن مردم مثلا همبرگرهای دانشجوها (که یکیشون همون یوهی یی سریال تو زیباییه که حضور افتخاری داره توی این سریال) رو برمیداره و اونا رو میترسونه. می هو همینطور توی شهر سرگردونه که دونگ جو میاد بیهوشش میکنه و مهره رو ازش میگیره.  


دوونگ میره مدرسه ی اکشن و میبینه که واقعا واقعا می هو رفته... میشینه رو تخت و سودا میخوره و برای می هو شعر میخونه دونگ جو میهو رو برده خونه ی خودش و به می هو میگه خجالت نمیکشی مردمو میترسونی مثل اینکه دوونگ ردت کرده. می هو هم میگه من اصلا حتی بهش نگفتم که مهره مو نگه دار ولی اون گفت ناپدید شو. دوونگ جو بهش میگه اگه بطری خون منو بخوری انتخاب میکنی که آدم بشی و اگه بطری مهره ی خودت رو بخوری برمیگردی به معبد. 
دوونگ قرارداد بازی توی فیلم کارگردان بن رو امضاء میکنه اما یه تصادف کوچیک باعث میشه که بره بیمارستان و اونجا دکتر بهش میگه که بخاطر حادثه ای که قبلا برات پیش اومده بوده (همون شبی که می هو ازاد شد و دوونگ از تپه پرت شد) نمیتونی فیلم اکشن بازی کنی دوونگ که نمیدونست می هو برای چی رفته یادش میاد که خودش اونشب به می هو گفت که بره کارگردان بن که فکر میکنه عمه ی دوونگ شوهر داره باعث میشه دل عمه شکسته بشه ولی بعدش توی حرفای دوونگ می فهمه که عمه ش مجرده. دوونگ که به خاطر مهره دنبال می هو میگرده متوجه میشه که می هو رفته مدرسه ی اکشن و سریع خودشو به اونجا میرسونه. دوونگ و می هو همدیگه رو میبینن و می هو میگه اومدی دنبال من؟ دوونگ هم میگه آره و هر دوتایی خوشحال میشن.
می هو هی به دوونگ میگه دلت برام تنگ شده بود و دوونگ هم میگه آره و می هو ازش میخواد که دوباره مهره رو براش نگه داره و دوونگ هم از خدا خواسته زود میگه آره همین الان بده ولی مهره دست می هو نیست و میره پیش دونگ جو تا بیارش. دوونگ هم میره خونه وسایلش رو جمع میکنه که برگرده پیش می هو. هه این به دوونگ میگه بیا ببینمت و دوونگ هم حلقه میخره که ازش بخواد دوست دخترش بشه، توی راه یه عروسک ران مرغ هم میبینه و برای می هو میخره. دوونگ میره دیدن هه این، هه این بهش میگه چون با هم همکاریم جوری رفتار نکن که فکر کنن چون من دوست دخترتم پارتیت شدم دوونگ هم میخواد حلقه رو بهش بده پشیمون میشه و بهش میگه مطمئن باش کسی فکر نمیکنه من دوست پسرتم.
دوونگ جو به می هو میگه اگه تو هم مثل کیل دال (گومیهویی که قبلا مثل می هو میخواسته آدم بشه) بهت خیانت بشه و ناپدید بشی چی؟ می هو میگه من به دوونگ اعتماد دارم دونگ جو میگه به دوونگ نگو که میخوای آدم بشی، اگه خون منو بخوری آروم آروم انرژی روباهیت خالی میشه و انرژی یه آدم جاشو پر میکنه و تو آدم میشی. دونگ جو مراحل آدم شدن می هو رو با سه تا گیلاس (که یکیشون مثلا دوونگه، یکیش می هو و یکیش دونگ جو) بهش نشون میده و در آخر یه گیلاس خالی میمونه.
می هو به دوونگ میگه مهره مو 100 روز نگه دار و توی این صد روز نباید انرژیتو با هیچ زن دیگه ای سهیم بشی و فقط با من باشی دوونگ میگه مگه تو دوست دخترمی، می هو هم میگه اگه اینطوره دوست دخترت می شم و هی اصرار میکنه که منو دوست دخترت کن دوونگ هم عصبانی میشه و میره توی اتاق. می هو به دوونگ میگه پس من میرم و تو دیگه نمیتونی منو ببینی، دوونگ از اتاق میاد بیرون و میگه برات سوءتفاهم شده اینکه من نگرانت بودم برای تو نبود برای مهره بود می هو میگه اشکال نداره مهره رو بهت میدم. دوونگ قبول میکنه دوست پسرش بشه و میگه من یه آدمم و میخوام مثل آدما این کارو بکنم و حلقه ای که برای هه این خریده بود رو دست می هو میکنه. دونگ جو با خودش نشسته و میگه دردناکترین مرگ برای آدما مرگ خودشون نیست و مرگ عشقشونه، بهش نگفتم که بعد از 100 روز چی میشه و گیلاس خالی رو از روی میز میندازه پایین و میشکنه می هو شیشه ی مهره رو به دوونگ میده و شیشه ی خون دونگ جو رو خودش برمیداره، د وونگ میگه اون چیه؟ می هو میگه برای اینکه مهره مو دادم به تو باید اینو بخورم.... و هر دو شیشه هاشونو سر میکشن................

MGIG-0189.jpg

یعنی واقعا دوونگ بعد از 100 روز میمیره؟؟؟؟؟؟؟
دونگ جوی نامرد!!!!!!!!!!!

پایان قسمت پنجم
دوست عزیزی خواسته بود که خلاصه ی این سریال رو یه روزهای خاصی بنویسیم ولی متأسفانه الان موقعیتمون جوری نیست که بتونیم توی یه روزهای خاصی بنویسیم هر موقع که وقت داشتیم مینویسیم... چون خودمون این سریالو خیلی دوست داریم