شنبه ۶ شهریور ۱۳۸۹ ه‍.ش.

صحنه های دوست داشتنی پسران برتر از گل (4)

  • وقتی جونپیو میرفت توی تله کابین و نوشته ی خودش رو میدید و یاد اونشب که با جاندی بود می افتاد.وای دردناکترین صحنه ی فیلم وقتی نامزد جونپیو بهش گیر میداد و مجبورش میکرد بوسش کنه و جاندی و جیهو هم توی بالن بودن و دیدن، جیهو هم صورت جاندی رو برمیگردوند که نبینه. بعدش جاندی همینطوری مثل قبلا که میتونست شنا کنه میرفت طرف استخر ولی یادش میومد که نمیتونه شنا کنه. آخه همیشه وقتی ناراحت بود میرفت شنا میکرد.
  • جاندی و جیهو و جونپیو و نامزدش با هم میرفتن گردش و جاندی گردنبندی که جونپیو بهش داده بود اتفاقی می انداخت توی آب و بعد میرفت که برش داره که نزدیک بود غرق بشه ، جونپیو میرفت نجاتش میداد و بهش میگفت برای اینکه کس دیگه ای نجاتت نده شنا یاد گرفتم.
  • چون گاایول به یه جونگ می گفت دوستت دارم یه جونگ میبردش بیرون و هی با دخترهای دیگه خوش و بش میکرد و به گاایول گفت که من اینطوری ام اگه میخواستی ناراحت بشی نباید میومدی. 
  • وقتی همگی دور هم توی خونه ی جاندی جمع شده بودن و بازی حقیقت میکردن و جیهو به جونپیو میگفت که اگه ببینی عشقت داره اذیت میشه ولش میکنی؟ و جونپیو میگفت نه.
  • وقتی مادربزرگ جونپیو جاندی که خدمتکار شخصی جونپیو کرده بود آورده بود ببینه و وقتی جونپیو دیدش تعجب کرد.
  • جونپیو ، جاندی رو صدا میکرد و میخواست تا باهاش فیلم ترسناک نگاه کنه.
  • وقتی که جاندی اومده بود جونپیو رو بیدار کنه و جونپیو از قصد جاندی رو میکشید طرف خودش و بغلش میکرد و میگفت بذار فقط 5 دقیقه اینطوری باشیم.
  • جاندی و جیهو لباس عروس و داماد میپوشیدن و بهترین زوج انتخاب میشدن.
  • وقتی جونپیو جلوی پای نامزدش زانو میزد و ازش خواهش میکرد باهاش عروسی نکنه و نامزدش قبول نمیکرد.
  • نامزد جونپیو بهشون کمک میکرد تا از عروسی فرار کنن و جونپیو و جاندی با هم خوش میگذروندن.
  • گاایول به یه جونگ کمک میکرد و براش جایی که دوست دختر قبلیش میخواست بهش نشون بده رو پیدا کرد و بهش نشون داد و وقتی خورشید طلوع میکرد نوشته میشد یه جونگ دوستت دارم.
  • وقتی گاایول پاش لیز میخورد و یه جونگ میگرفتش و میگفت من پسر خوبی نیستم و گاایول بهش میگفت این فکرها رو بریز دور که همه ی دخترای خوب از پسرای خوب خوششون میاد. بعدش یه جونگ تا میومد بوسش کنه تلفن زنگ میزد.
  • وقتی جاندی با جونپیو میرفت پیک نیک و بعدش ازش جدا میشد و بهش میگفت تحمل عشق من همین قدره. جونپیوی نازمون گریه میکرد.
  • وقتی جونپیو تصادف میکرد و همه چیز یادش بود بجز جاندی و فکر میکرد دوست دختر جیهوئه.
  • جونپیو با دختره توی بیمارستانیه میخواست بره خارج درس بخونه و جاندی میخواست جونپیو یادش بیاد خوشو مینداخت توی استخر و جونپیو یادش میومد و نجاتش میداد.
  • جاندی و جونپیو با هم میرفتن توی تله کابین و جونپیو بهش نوشتهش رو نشون میداد و میگفت دیگه کسی باهات عروسی نمیکنه.
  • بعد از 4 سال جونپیو و یه جونگ چونکه رفته بودن خارج درس بخونن بر میگشتن و یه جونگ میرفت پیش گاایول و بچه ها بهش میگفتن تو دوست پسرشی و جونپیو از جاندی خواستگاری میکرد.
و بلاخره پایان

۲ نظر:

ناشناس گفت...

این سریال واقعا قشنگ بود من تا حالا سریال به اون قشنگی ندیدم دستتون درد نکنه واقعا خوشگل بودن دیگه تو این مایه ها و به همین زیبایی میشه سریال معرفی کنین؟

ناشناس گفت...

خیلی با حال بود دستتون درد نکنه اگه میشه لینک دانلود این سریال رو بذارید؟