پنجشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ ه‍.ش.

صحنه های دوست داشتنی پسران برتر از گل (1)

  • اونجا که جاندی برای اولین بار جلوی زورگوییهای جونپیو می ایستاد و وقتی جونپیو بهش می گفت کفشم رو به جای دوستت لیس بزن و جاندی بستنی رو میکوبوند توی صورت جونپیو.
  • جونپیو برای جاندی شایعه درست کرده بود که حامله س و جاندی اومد و یه لگد زد توی صورتش و بهش گفت چطور میتونی برای یه دختر پاکدامن همچین شایعه ای درست کنی، من حتی تا به حال پسری رو نبوسیدم.
  • جونپیو فکر میکرد جاندی عاشقشه که بهش گفته من پاکدامنم و میارش خونه ش ولی جاندی بهش میگه همه چیز رو نمیشه با پول خرید.
  • جونپیو به جاندی میگفت چرا از من متنفری، من که خوشگلم و... جاندی بهش میگفت از موهای فرفریت و کارتهای قرمزت و... متنفرم.
  • جونپیو وقتی میفهمید جاندی رفته جنوب همه رو میبرد اونجا.
  • اونجا که دوست دختر جیهو به جاندی لباس میداد و آرایشش میکرد و بهش کفش میداد و میگفت کفشهای خوب آدم رو جاهای خوب میبرن. وقتی جاندی میومد توی مهمونی همه دهنشون باز میموند. جاندی روی پاهای جیهو میرقصید.
  • جونپیو داشت غرق میشد و جاندی نجاتش میداد.
  • اونجا که جونپیو میرفت جاییکه همیشه جاندی جیهو رو میدید و بهش میگفت مگه اینجا رو خریدید و میخواست جاندی رو بوس کنه و جاندی نمیذاشت و جونپیو میگفت من اینقدر نفرت انگیزم؟
  • وقتی جاندی حیهو رو با دوست دخترش دید، جونپیو میومد کمکش میکرد و وقتی از جاندی تعریف میکرد صدای قلب خودش رو میشنید.
  • جونپیو برای جاندی عینک شنای یه شناگره رو میخرید.
  • جایی که جیهو میخواست بره پیش دوست دخترش و پیشونی جاندی رو بوسید و جونپیو غیرتی شده بود.
  • جایی که هواپیما رد میشد و جاندی نمیشنید جونپیو چی میگه.
  • جونپیو زیر برف و سرما منتظر جاندی بود ولی جاندی خیلی دیر اومد. باهم توی تله کابین گیر کردن و حال جونپیو بد میشد.
  • جونپیو به جاندی میگفت چون که یه شب رو با هم بودیم به مامان و بابات میگم مسئولیتت رو قبول میکنم.
  • دوست جاندی براش پاپوش میساخت و عکسهاش رو با اون مرده پخش میکرد و جونپیو بهش میگفت از دخترهایی که راحت توی تله می افتن بدم میاد.
  • وقتی جونپیو میفهمید که دوست جاندی براش پاپوش درست کرده بود، بچه های مدرسه داشتن جاندی رو میزدن و جاندی منتظر کمک بود و به یاد جیهو بود که یهو جونپیو میومد کمکش میکرد.
  • جونپیو جاندی رو میبرد خونه ش و وقتی داشت صورت جاندی رو پاک میکرد چشمش به لب جاندی افتاد و دوباره صدای قلبش رو شنید.
  • جونپیو توی مدرسه به همه اعلام میکرد که جاندی دوست دخترشه و همون موقع جیهو از راه میرسید و میگفت اعتراض دارم.
  • جونپیو جاندی و گاایول رو با گروه اف 4 می برد مسافرت. جاندی خواب میدید که یه فال بین بهش گفت به عنوان یه زن یه چیز مهم رو از دست میدی و جاندی همش نگران بود.
  • یه جونگ گاایول رو میبرد تا جاندی و جونپیو با هم تنها باشن. جونپیو جاندی رو میبرد یه جای خلوت و با مبایلش خانواده ی جاندی رو بهش نشون میداد و وقتی بلوزش رو در میاورد جاندی فکر میکرد منظور فال بین همین بوده.
  • یه جونگ به گاایول میگفت میخوای کمکت کنم کرم ضد آفتاب بزنی.
  • جاندی داشت غرق میشد ولی چون جونپیو شنا بلد نبود جیهو نجاتش داد.
  • جونپیو برای جاندی آتش بازی راه مینداخت.
  • جونپیو به جاندی پابندی میداد که به معنی اینکه میخوام بقیه ی زندگیم رو با تو بگذرونم، جاندی وقتی پیش جیهوئه پابند رو گم میکنه. جونپیو پابند رو دست جیهو میبینه و ناراحت میشه.
  • یکی از قشنگترین صحنه های سريال اونجاس که جونپیو قلبش رو به جاندی نشون میداد و میگفت قلبمو قبول میکنی؟

هنوز ادامه داره...

۱ نظر:

ناشناس گفت...

سلام گلم باحال بودند اگه میشه عکس بزار ممنون