سه‌شنبه ۱۴ دی ۱۳۸۹ ه‍.ش.

خلاصه و کپچرهای قسمت دهم سریال با من ازدواج کن مری - Marry me Mary

بعد اینکه سو-جون، موو-کیولو بوس میکنه مری هم که همینطور خشکش زده داره نگاه میکنه، موو-کیول پشتشه و مری رو نمیبینه فقط به سو-جون میگه برو و میره خونه ش. سو-جون مری رو میبینه و میاد جلو بهش میگه خیلی ماهری با دوتا مرد داری بازی میکنی. مری هم میگه من با کسی بازی نمیکنم، فقط میخوام با قلبم صادق باشم. سو-جونم لبخندی میزنه و میره. (سو-جون که به مری تیکه میندازه واقعا می خوایم خفه ش کنیم) اشک توی چشمهای مری حلقه زده ولی خودشو کنترل میکنه و میره گردنبندی که سو-جون انداخت زمین رو نگاه میکنه.  توی خونه موو-کیول به مری میگه چرا امروز اینقدر ساکتی؟ مری هم غذا پختنو بهانه میکنه و میگه خسته ام. موو-کیول هم میگه حالا که اینقدر خسته شدی این غذا رو پختی بذار ببینم چه مزه ایه، یه قاشق می خوره و قیافه ش بر میگرده و میگه اَه... مری هم با تعجب میگه چی شد؟ موو-کیول میخنده و میگه خیلی خوشمزه س  و با ذوق میخوره و مری هم همینطوری با خوشحالی بهش نگاه میکنه و میگه وقتی غذا خوردنتو میبینم حتی از وقتی که میخونی خوشحالترم. موو-کیولم میخنده و میگه اینطوری که حرف میزنی انگار مامانمی... مری میگه بیا یه لیست از کارایی که میخوایم با هم بکنیم درست کنیم. موو-کیول میگه تو دوست داری چیکار کنیم؟ مری هم میگه دوست دارم کارایی که عاشقا میکنن تا به دنیا بگن عاشق همدیگه ان بکنیم. موو-کیول میگه یعنی میخوای توی خیابون همدیگه رو بغل کنیم و ببوسیم؟ مری هم میگه نه، مثلا حلقه ی زوجی بندازیم و تیشرت زوجی بپوشیم و .... موو-کیول میگه خیلی بچگونه س، یه چیز بهتر بگو. مری فکر میکنه و میگه خب یه چیزی هست خیلی منتظرم باهات انجامش بدم حتی فکرشو که میکنم احساس شیرین و گرمی میکنم. موو-کیول یهو خشکش میزنه و به لبهای مری نگاه میکنه و بعد فکر میکنه که مثلا مری میخواد بوسش کنه، از فکر درمیاد و با خودش میگه نه نمیتونه این باشه.http://s13.directupload.net/images/110102/b7udoni2.gif یهو مری میگه توی شب تاریک ما دوتا تنها باشیم بالای کوه آتیش روشن کنیم و سیب زمینی شیرین بخوریم. خیلی رمانتیکه نه؟ موو-کیول هم میگه آره خیلی رمانتیکه ولی از سرما میمیریم. مری هم میگه تازه این که چیزی نیست، یه کار خاصی هم هست که خیلی دوست دارم باهات بکنم. موو-کیول دوباره خشکش میزنه و میگه واقعا؟ خاص؟ مری هم سرشو میندازه پایین و میگه اما یکم میترسم و هیجان زده ام. موو-کیول هم با تعجب میگه چی؟ مری خیلی مصمم میگه میخوای امشب با من انجامش بدی؟  موو-کیول آب دهنشو به سختی قورت میده و همینطور با تعجب مری رو نگاه میکنه.http://s10.directupload.net/images/110102/kp4slwdb.gif
MMM-0960~0.jpg MMM-0961.jpg MMM-0962.jpg MMM-0963.jpg MMM-0964.jpg MMM-0965.jpg MMM-0966.jpg MMM-0967.jpg MMM-0968.jpg MMM-0969.jpg MMM-0970.jpg MMM-0971.jpg 

با هم میرن سر یه ساختمون بلند نیمه ساخته و با بالابرش میرن بالا... (ای بابا از اون فکرا نکنید، مری میخواست اینکارو با موو-کیول بکنه
http://s13.directupload.net/images/110102/b7udoni2.gif) همینطور که دارن میرن بالا مری ترسیده و به پای موو-کیول میچسبه و گریه میکنه.میرسن بالای ساختمون و موو-کیول میپرسه که چرا اومدیم اینجا؟ مری میگه توی یه کتاب روانشناسی خوندم که اگه برید جاهایی که خاطره ی بد دارید و اونجا خاطره های جدید بسازید دیگه اذیت نمیشید. موو-کیول میگه مگه از اینجا خاطره ی بد داری؟ مری هم میگه آره وقتی کوچیک بودم طلبکارای بابام منو گرفتن و آوردن یه همچین جایی و از اون موقع کابوس میبینم [بچگی مری رو نشون میده که طلبکارا بالا سرش وایستادن و مری نشسته داره گریه میکنه و شماره ها رو میشمره تا همه چیز درست بشه] مری داره گریه میکنه که موو-کیول بغلش میکنه و لبهای مری رو یه بوس کوچولو میکنه  و میگه از این به بعد دیگه کابوس نمیبینی. دوباره بغلش میکنه و یهو برف میاد. مری و موو-کیول با ذوق به بارش برف نگاه میکنن و موو-کیول میگه مثل این برف خاطرات بدت رو پاک کردیم. آتیش روشن میکنن و میشینن مری به مووکیول میگه چی از همه بیشتر خوشحالت میکنه؟ موو-کیول هم میگه تقویت کننده ی مو، چون موهامو نرم میکنه. (قربون موهای خوشگلت) مری هم میگه باشه دفعه ی بعد کمکت میکنم موهاتو نرم نرم کنی. مری میگه حالا بهم بگو دوست داری کجا رو فراموش کنی؟ موو-کیول هم میگه زمین اسکیت بازی رو. کوچیک که بودم یه بار مامانم منو برد اونجا ولی یکم که بازی کردم دیدم مامانم نیست، هر چقدر که دنبالش گشتم پیداش نکردم، و کل روز منتظرش بودم. مری میگه بیا دفعه ی بعد با هم بریم اسکیت بازی. موو-کیول هم میگه من از جاهای سرد بدم میاد. مری میگه برات یه ژاکت گرم میبافم که یه ذره هم سردت نشه. جونگ-این سرکارش یهو توی اینترنت خبر و عکسهای بوسه ی سو-جون و موو-کیولو میبینه و به همکاراش میگه زودی رسیدگی کنن، همین لحظه لی-آن (بازیگر مرد سریالش) با مدیر بانگ (همون زن عوضیه،مدیر لی-آن) میان و میگن که از رسوایی های سو-جون خسته شدن یا سو-جونو از فیلم بیرون کنه یا لی-آن میره. مری هم توی خونه نشسته میخواد بافتنیش رو شروع کنه ببافه که یهو باباش میاد و روزنامه رو میندازه جلوش و میگه بیا مچ این دختر بازه گرفته شد، حال رفته با یه بازیگر... مری هم میگه اینطور نیست من خودم اونموقع اونجا بودم. باباش یهو قاطی میکنه میگه چی جلوی تو اینکارو کرده؟ مری هم میگه اونا فقط با هم دوستن و این یه بوس خداحافظی بوده. باباشم از خدا خواسته هی حرف خودشو میزنه و میگه ازش جدا شو. (سو-جونم که برای این باباهه بهونه جور کرده
MMM-0972.jpg MMM-0973.jpg MMM-0974.jpg MMM-0975.jpg MMM-0976.jpg MMM-0977.jpg MMM-0978.jpg MMM-0979.jpg MMM-0980.jpg MMM-0981.jpg MMM-0982.jpg MMM-0983.jpg MMM-0984.jpg MMM-0985.jpg MMM-0986.jpg MMM-0987.jpg MMM-0988.jpg MMM-0989.jpg MMM-0990.jpg 

مری میره اداره ی جونگ-این و داره با نویسنده درمورد کار صحبت میکنه که یهو نویسنده هه میگه اون پسره که عکساش با سو-جون پخش شده شوهرت نیست؟ مری هم میگه ما هنوز عروسی نکردیم. نویسنده هه هم میگه این شایعه ها برای فیلم خیلی بده باید بیشتر مراقب میشد. (بیچاره مری هر جا میره داغ دلش رو تازه میکنن)
 مری داره از شرکت میره که میبینه به خاطر رسوایی سو-جون و موو-کیول وضعیت شرکت بهم ریخته و همه سرمایه گذارها میخوان پولهاشونو پس بگیرن. بیچاره جونگ-اینم این وسط با آتیشی که سو-جون درست کرده داره میسوزه. جونگ-این میره با سو-جون صحبت میکنه و بهش میگه که اگه مصاحبه ی مطبوعاتی برگزار کنی هم برای خودت بهتره هم برای سریال. مصاحبه ی مطبوعاتی برگزار میکنن و توی مصاحبه از سو-جون میپرسن که رابطه ت با اون خواننده هه چیه؟ سو-جونم میگه دوستیم. یکی دیگه میپرسه این خبر که بخاطر اون خواننده، لی-آن رو رد کردی درسته؟ سو-جون هم ساکت میمونه و به جونگ-این نگاه میکنه و جونگ-اینم میگه به این سوال جواب نمیدیم مصاحبه همینجا تمومه. که یهو سو-جون میگه کانگ موو-کیول مردیه که من عاشقشم....  مری هم که داره از جلوی یه مغازه رد میشه یهو توی تلویزیون میبینه و اینو که میشنوه انگار قلبش میشکنه و هزار تیکه میشه و اشک توی چشمهاش جمع میشه. دوستای مری بهش هی زنگ میزنن و مری هم که حال جواب دادن بهشونو نداره موبایلشو بی صدا میکنه. موو-کیول هم بیخبر از همه جا توی خونه ش سر کامپیوترش خوابش برده با صدای موبایلش از خواب بیدار میشه و میبینه جونگ-این براش پیغام گذاشته که اگه نیای سرکار، برای پولی که برای قرارداد گرفتی اقدام قانونی میکنم. موو-کیول هم میمونه و میگه این چشه برای یه ذره پول چه شلوغش کرده. یهو مامانش میاد میگه پسرم معروف شدی مصاحبه ی سو-جونو الان دیدم از کی تا حالا با هم قرار میذارید؟ موو-کیول میگه ما فقط دوستیم. مامانش میگه پس چرا دوستتو بوس کردی؟ موو-کیول میگه اون فقط یه بوس خداحافظی بود. مامانش میگه میدونستم اینطوریه، نباید به مری خیانت کنی و میره. موو-کیول هم به مری زنگ میزنه ولی مری جواب نمیده.  مری هم غمگین توی پارک نشسته و داره میبافه که دوستاش میان و هی داغ دلشو تازه میکنن و از موو-کیول بد میگن. مری هم دیگه طاقت نمیاره و بغضش میترکه و میگه بسه و میذاره میره. شاگردای موو-کیول هم گیر میدن بهش که از سو-جون جدا بشه، موو-کیول هم از دستشون خیلی بانمک و ناز فرار میکنه. دوستای موو-کیول بهش گیر میدن که چرا برنمیگردی پیش سو-جون، شما خیلی به هم میاین. موو-کیول هم با عصبانیت میگه اینطور نیست. بازم به مری زنگ میزنه ولی مری جواب نمیده. دارن میرن توی مغازه که یهو مری و دوستاشو جلوی در میبینن و مری و موو-کیول میرن با هم حرف بزنن، مری میگه چرا سو-جون گفته عاشق توئه؟ موو-کیول میگه من نمیدونم، اون این احساسو داره من که نمیتونم جلوشو بگیرم. مری با بغض میگه چرا نمیتونی؟ چطور سر من داد زدی و گفتی که تمومش کنم... نمیتونی اینو به سو-جون بگی؟ موو-کیول هم با عصبانیت میگه فکر میکنی قبلا بهش نگفتم که تمومش کنه، باورم نداری؟ فکر میکنی من بهش چسبیدم نمیذارم بره؟ موو-کیول برمیگرده و پشتش رو به مری میکنه، مری هم همینطور که ناراحته اشکش درمیاد و میره. موو-کیول هم یهو برمیگرده میبینه مری نیست و با ناراحتی آهی میکشه.  
 MMM-0991.jpg MMM-0992.jpg MMM-0993.jpg MMM-0994.jpg MMM-0995.jpg MMM-0996.jpg MMM-0997.jpg MMM-0998.jpg MMM-0999.jpg MMM-1000.jpg MMM-1001.jpg MMM-1002.jpg MMM-1003.jpg MMM-1004.jpg MMM-1005.jpg MMM-1006.jpg MMM-1007.jpg MMM-1008.jpg
مری توی اتوبوس نشسته داره فکر میکنه یهو صحنه ی بوسه ی سو-جون و موو-کیول میاد جلوی چشماش ولی سعی میکنه بهش فکر نکنه. به دوستاش زنگ میزنه و آدرس خونه ی سو-جون و میگیره و میره اونجا، توی خونه ی سو-جون عکسهای موو-کیول با سو-جون رو میبینه که خیلی با هم صمیمی بودن، با حسرت به عکسها نگاه میکنه. مری به سو-جون میگه موو-کیول نمیتونه به احساساتت کمکی کنه. سو-جون هم میگه منم نخواستم کمکم کنه. مری هم با احترام بهش میگه اومدم ازت درخواست بکنم که برای موو-کیول مشکل درست نکنی. مری میره و سو-جونم از قیافه ش تابلوئه که داره از حسودی میترکه. موو-کیول هم کوچه ها و خیابونها رو در به در دنبال مری میگرده و میرسه به دوستاش دوست مری بهش میگه که مری رفته خونه ی سو-جون. مری هم توی خیابون همینطور که راه میره و گریه میکنه به عکسهای موو-کیول و سو-جونه فکر میکنه. موو-کیول هم میره خونه ی سو-جون ولی مری نیست و زودتر رفته. موو-کیول با سو-جون حرف میزنه و میگه چیکار کنم که تمومش کنی؟ سو-جونم میگه اگه میدونستم الان اینطوری نبود، من به خاطر تو همه چیزمو ول کردم ولی تو یهو همه چیزو تموم کردی. موو-کیول میگه یعنی میخوای انتقام بگیری؟ به مری صدمه نزن. و میخواد بره که یهو سو-جون میگه خیلی عوض شدی. سو-جون هم برای جونگ-این پیام میذاره که به جاش یه بازیگر دیگه بیاره. همه ی کارای جونگ-این بهم ریخته و بیچاره دیگه اعصاب براش نمونده و ناامیده ولی عکسش با مری (که با لباس نامزدیشون انداخته بودن) رو نگاه میکنه و آروم میگیره. موو-کیول همینطور هنوز دربه در دنبال مریه و میره خونه ی مری اینا ولی بابای مری راهش نمیده و میگه به چه رویی اومدی اینجا؟ و موو-کیول می فهمه مری خونه نرفته. مری داره برمیگرده خونه توی راه جونگ-این میاد پیشش یکم با هم در مورد مشکلات امروزشون درد و دل میکنن. جونگ-این با مری تا دم در خونه شون میره و با هم خداحافظی میکنن ولی وقتی مری میخواد بره پاش روی یخا لیز میخوره و داره می افته که جونگ-این میگیرش و با صورت میخوره زمین و پیشونیش زخمی میشه. موو-کیول یهو مری رو که از داروخونه بیرون میاد رو میبینه و دنبالش میره. مری هم روی زخم جونگ-این چسب میزنه و جونگ-این میگه یادته؟ [بچگیهاشونو که جونگ-این زخم پیشونی مری رو میبست رو نشون میده] جونگ-این میگه من گفتم ازت محافظت میکنم ولی تو بیشتر از من محافظت میکنی. موو-کیول میرسه و تا جونگ-اینو پیش مری میبینه اشک توی چشماش جمع میشه.  میاد جلو و مری رو میخواد ببره. مری میگه چیکار میکنی؟ ولم کن. ولی موو-کیول محل نمیذاره و هنوز داره مری رو میبره که جونگ-این میگه گفتش که نمیخواد بیاد. موو-کیول هم برمیگرده با غضب نگاهی به جونگ-این میکنه (قربون اون غضبت بریم دوتایی باهم که یه موقع پیش جونگ-این کم نیاری) مری از جونگ-این خداحافظی میکنه و میره. موو-کیول هم دنبالش میره و میگه بیا با هم صحبت کنیم. مری هم میگه امروز حالم خوب نیست بیا فردا حرف بزنیم. 
 MMM-1009.jpg MMM-1010.jpg MMM-1011.jpg MMM-1013.jpg MMM-1014.jpg MMM-1015.jpg MMM-1016.jpg MMM-1017.jpg MMM-1018.jpg MMM-1019.jpg MMM-1020.jpg MMM-1021.jpg MMM-1022.jpg MMM-1023.jpg MMM-1024.jpg MMM-1025.jpg MMM-1026.jpg MMM-1027.jpg MMM-1028.jpg MMM-1029.jpg MMM-1030.jpg MMM-1031.jpg MMM-1032.jpg MMM-1033.jpg MMM-1034.jpg MMM-1035.jpg MMM-1036.jpg MMM-1037.jpg MMM-1038.jpg MMM-1039.jpg
مری توی اتاقش نشسته و بازم داره فکر میکنه که باباش میاد و میگه بیا فردا با هم بریم دیدن بابای جونگ-این. موو-کیول هم میره خونه میبینه مامانش داره گریه میکنه و بی اجازه پول قرارداد موو-کیول رو برداشته به خاطر یه مرده استفاده کرده و الان اون مرده قالش گذاشته رفته. موو-کیول هم که خودش از قبل حالش گرفته س با عصبانیت به مامانش میگه تو چرا هی گول مردا رو میخوری؟ مامانشم میگه بخاطر اینه که من شومم همش مردای اینطوری رو میبینم. موو-کیولم در حالی که گریه میکنه و عصبانیه میگه آره تو شومی، بخاطر همین یه مرد شومو دیدی و منو بدنیا آوردی. مامانشم میگه ببخشید که بدون اطلاع بهت بدنیا آوردمت، ببخشید که نتونستم خوب بزرگت کنم، متأسفم که یه مادر شوم بدنیا آوردت. و همینطوری دوتایی گریه میکنن. مری هم بجای اینکه بخوابه نشسته ژاکت موو-کیولو میبافه و بازم به اون عکسها فکر میکنه و خیلی ناراحته. موو-کیول هم اشکهای مامانش که خوابه رو پاک میکنه و با ناراحتی توی فکره. فرداش بازم مدیر بانگ و لی-آن اومدن پیش جونگ-این و میخوان قراردادو بشکنن و مدیر بانگ به خیال خودش کلی پول هم صاحب بشه ولی جونگ-این حالشونو میگیره و مدیر بانگو جلوی لی-آن ضایع میکنه و بهش میگه یا منو انتخاب کن یا مدیر بانگو. بابای جونگ-این بهش میگه که توی کارت نتونستی موفق بشی. و میخواد سرمایه ش رو بگیره که مری و باباش از راه میرسن و میشنون و مری میره از بابای جونگ-این درخواست میکنه که یه فرصت دیگه به جونگ-این بده و باباهه هم بخاطر مری قبول میکنه. موو-کیول توی خونه ش نشسته یهو مری میاد، موو-کیول با ذوق میره جلو مری بخاطر دیروز معذرت خواهی میکنه و میشینه ژاکتو ببافه. موو-کیول با ذوق میگه مال منه؟ مری میگه آره... من دیروز رفتم خونه ی سو-جون و اونجا عکسهاتونو دیدم، نمیدونم چرا حسودیم شد، چون همه ی کارهایی که میخواستم باهات بکنمو شما قبلا انجام دادید.  موو-کیول میگه بیا به چیزای دیگه فکر نکنیم، اولین باره که میخوام ژاکتی که دوست دخترم بافته رو بپوشم، دلم میخواد زودی بپوشمش برم زمین اسکیت.... تا وقتی که دوستت دارم به زن دیگه ای نگاه نمیکنم و فقط تو رو دوست خواهم داشت. مری نگاهی میکنه و میگه تا کی؟ موو-کیول یهو جا میخوره و با تعجب به مری نگاه میکنه. مری میگه به خاطر اون رسوایی شرکت کارگردان خیلی بهم ریخته میخوام بهش کمک کنم. موو-کیول میگه بخاطر وفاداریت میخوای بهش کمک کنی؟ مری هم میگه آره، فردا ساعت 2 با کارگردان قرار دارم میخوام تو هم باهام بیای. موو-کیول هم ناراحت میشه و میگه من نمیخوام بیام. فرداش جونگ-این و مری توی کافی شاپ منتظر موو-کیولن... جوونگ-این به مری میگه انگار موو-کیول نمیخواد سه تایی به رابطه مون ادامه بدیم، پس بیا خودمون حرف بزنیم. همین لحظه موو-کیول میاد و میگه یه مشکل کوچیکی هست. مری تا موو-کیولو میبینه خوشحال میشه. http://s10.directupload.net/images/110102/kp4slwdb.gifموو-کیول به جونگ-این میگه مری رو توی وضعیت مسخره ای کشوندی، بیا بازی رو تموم کنیم و واقعیش کنیم. جونگ-این میگه منظورت چیه؟ موو-کیول هم خیلی جدی میگه بیاین مثل زن و شوهرای واقعی زندگی کنیم. مری با تعجب به موو-کیول نگاه میکنه و جونگ-اینم لبخند میزنه................

MMM-1040.jpg MMM-1041.jpg MMM-1042.jpg MMM-1043.jpg MMM-1044.jpg MMM-1045.jpg MMM-1046.jpg MMM-1047.jpg MMM-1048.jpg MMM-1049.jpg MMM-1050.jpg MMM-1051.jpg MMM-1052.jpg MMM-1053.jpg MMM-1054.jpg MMM-1055.jpg MMM-1056.jpg MMM-1057.jpg MMM-1058.jpg MMM-1059.jpg


یعنی چی؟ زن و شوهر واقعی؟!!!!! موو-کیول زده به سرش؟!!!!
 پایان قسمت دهم

۲ نظر:

بالاقیز گفت...

عالی بود و با اشتیاق منتظر قسمت 11 هستیم.

Zeinab گفت...

ممنون و بی صبرانه منتظر قسمت های بعدی هستم