دوستانی که داستان خارج از کنترل رو میخونن

لطفا به لینک زیر بروید و توی نظرسنجی مربوط به این داستان شرکت کنید


واکنش شما به داستان "خارج از کنترل" چیه؟

۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

خلاصه و کپچرهای قسمت دهم سریال My GF is a Gumiho

بعد اینکه می هو به دوونگ میگه میخوام غیب بشم، دوونگ میگه جرات داری مثل دفعه ی قبل برو الان کجایی؟ و می هو میگه توی بیمارستانم و دوونگ سریع میره اونجا. می هو یکمی با خودش فکر میکنه و میگه اگه غیب نشم اون دختره همه چیزو میگه و از یه طرف هم دوست نداره غیب بشه، توی همین فکره که یهو دوستای دوونگ میان و میگن بیا بریم گوشت بخوریم و دست می هو رو میگیرن و میبرن. دوونگ هم میاد بیمارستان میبینه می هو نیست. می هو تند تند گوشتها رو میخوره که زود بره ناپدید بشه که دوونگ بهش زنگ میزنه و میفهمه کجاس سریع میاد اونجا ولی می هو زود از دوستاش خداحافظی میکنه و میره و همینطور که داره توی خیابون راه میره بابابزرگ دوونگ میبینش و برمیداره میبرش خونه ی خودش. دوونگ میره و با دوستاش حرف میزنه و میفهمه هه این گفته بوده می هو رو بیارن بیمارستان. بابابزرگ دوونگ هم از می هو عذرخواهی میکنه و یه عالم وسایل بهش میده و می هو هم میره خونه و بازم به فکر غیب شدنه. دوونگ هم میره پیش هه این، هه این میگه که چه چیزایی فهمیده و شک داره که می هو آدم باشه، دوونگ هم میگه به خاطر این گفتی ناپدید بشه؟ هه اینم میگه اون خودش گفت که میخواد ناپدید بشه  خیلی خوبه که یه هیولایی مثل اون ولت کرد.... دوونگ هم حال هه اینو میگیره و میگه می هو هیولا نیست. می هو هم نشسته خونه داره گریه میکنه و میگه نمیخوام غیب بشم  و ..... دوونگ به هه این میگه آره من دیوونه شدم و تو نیاز نیست بهش فکر کنی و میبینه داره بارون میاد و به می هو زنگ میزنه التماس میکنه که گریه نکن من چتر ندارم و می هو میگه آخه نمیشه. و دوونگ هم میخواد می هو دیگه گریه نکنه بهش میگه می هو...دلم....برات تنگ شده همینو که میگه می هو یهو خشکش میزنه و دیگه گریه نمیکنه و بارون بند میاد. دونگ جو هم برای می هو پاسپورت و مدارک درست میکنه که بعدا که آدم شد بتونه زندگی کنه.


می هو هم حالا که از دوونگ شنیده دلش براش تنگ شده میخواد حال هه اینو بگیره و میره یکم با کارای عجیب میترسونش و بهش میگه من حال دوونگ خوبتر هم کردم و نمیخوام ترکش کنم و هه اینم میخواد ازش استفاده کنه و میگه به شرط اینکه هر کاری میگم بکنی کاری اهات نداریم و میبرش پیش کارگردان بن که در به در دنبال می هو و اکشن واقعیش بود. می هو رو مجبور میکنه به کارگردان بگه من توی فیلمت بازی میکنم ولی نقش اصلی باید هه این باشه و من بدل هه اینو بازی میکنم. کارگردان هم قبول میکنه. هه این و می هو از دفتر کارگردان میان بیرون و دوونگ از راه میرسه میاد دست می هو  رو میگیره و به هه این میگه مگه نگفتم کاری بهش نداشته باش و با می هو داره میره هه این میگه راست گفتی اصلا خطرناک نیست برعکس خیلی مفیده و منم مثل تو ازش استفاده کردم. دوونگ به می هو میگه ببخشید که اول قصد استفاده از مهره ات رو داشتم و می هو هم میگه منم اول تهدیدت کردم. بعد میرن میخوان فیلمنامه رو با هم تمرین کنن که دوونگ دیالوگهای عاشقانه رو میخونه و یهو سرشو میذاره روی شونه ی دوونگ  دوونگ میگه داری چیکار میکنی... می هو میگه دارم احساسات دختره رو نشون میدم و دوونگ میگه این که تو فیلمنامه نیست. دونگ جو مدارک رو به می هو میده و میگه اگه پیش دوونگ بمونی هویتت فاش میشه و بعد این سه ماه فقط بدنت آدم میشه و گذشته ی گومیهویی تو باقی میمونه. می هو هم وقتی مدارک رو می بینه خوشحال می شه و خودش رو توی موقعیت های متفاوت تجسم میکنه مثلا مدرک دانشگاه رو نگاه میکنه و خودشو دانشجو تجسم میکنه ولی وقتی فکر میکنه که اگه اینا باشه دیگه دوونگ نیست میگه اینا به چه دردی میخوره.


تمرینات فیلمبرداری فیلم رو شروع میکنن و دوونگ و دوستاش میخوان برن مهمونی برای کارگردان که هه این میاد به می هو میگه نیا مهمونی. می هو به دوونگ میگه من نمیام مهمونی تو خودت تنهایی برو و خوش بگذرون. دوونگ میره مهمونی و دوستش که مثلا دوستش هم داره مسته و میاد دوونگ رو بوس کنه که خدا رو شکر دوونگ جلوشو میگیره و نمیشه و دوونگ به دوستش میگه اگه این اتفاق میافتاد می هو تو دردسر می افتاد و هه این هم اینا رو میشنوه. هه این میاد با دوونگ حرف میزنه و دوونگ بهش میگه تنها کسی که الان نگرانشم می هوئه و این احساسم واقعیه و میزاره میره. دونگ جو هم می هو رو میبره و از مدارکش و کارتهاش استفاده میکنه و به می هو یاد میده و براش لباس و اینا میخره و آخر سر میبرش توی یه مهمونی و به می هو میگه تو الان پارک سون جو هستی. بعد مهمونی که میاد خونه دوونگ میگه کجا بودی و این لباسا مال کیه؟ می هو هم میگه مال پارک سون جوئه. دوونگ شباهت اسمش با پارک دونگ جو رو میبینه و میگه حتما فامیل دونگ جوئه. بعد دوونگ به می هو میگه این مهره که توی بدنمه وقتی من با زنی صمیمی میشم عکس العمل نشون میده انگار وقتی تو هم با یه مرد دیگه صمیمی میشی عکس العمل نشون میده  مخصوصا وقتی با دونگ جو هستی ولی می هو میگه نه نباید اینطوری باشه و دوونگ یکمی برای می هو ناز میکنه و جای مهره رو نشون میده و میگه اینجا درد میکنه.

MGIG-0439.jpg MGIG-0440.jpg MGIG-0441.jpg MGIG-0442.jpg MGIG-0443.jpg MGIG-0444.jpg MGIG-0445.jpg MGIG-0446.jpg MGIG-0447.jpg

فیلمبرداری فیلم رو شروع میکنن و فقط صحنه ی فیلمبرداری می هو و هه اینه ولی دوونگ میاد سر صحنه. می هو و هه این توی اتاق گریمن که هه این به می هو میگه باید حلقه ات رو دربیاری چون فیلم تاریخیه و می هو هم درمیاره و تا می هو از اتاق میره بیرون حلقه رو دست خودش میکنه و وقتی می هو میاد تو میگه این حلقه اول مال من بود و می هو به زور ازش پس میگیره. دوونگ سر ست دنبال می هو میگرده ولی چون می هو بدل هه اینه لباساشون شبیه همدیگه س و دوونگ از پشت اشتباه میگیره  و میره طرف هه این، هه این هم از فرصت استفاده میکنه و لبهای دوونگ رو میبوسه  و می هو از هوش میره ...................

MGIG-0448.jpg MGIG-0449.jpg MGIG-0450.jpg MGIG-0451.jpg MGIG-0452.jpg MGIG-0453.jpg

این هه این عوضی!!!!!! (ببخشید دیگه نمیشه بهش فحش نداد
حالا چی میشه؟؟؟؟ چه اتفاقی برای می هو میافته؟؟؟؟

پایان قسمت دهم

هیچ نظری موجود نیست: