۱۳۹۱ فروردین ۱۵, سه‌شنبه

قسمت پانزدهم - بزن بریم تا آخرش


داخلی - خانه ی 2PM - اتاق چانسونگ - شب

 سونگهی با ذوق دستهاش رو یکم باز میکنه  و میخواد چانسونگ رو بغل کنه که پشیمون میشه و سرش رو میندازه پایین، چانسونگ با محبت بهش نگاه میکنه، آروم بغلش میکنه و میگه:

_ نیازی نیست احساس غریبگی کنی.

سونگهی از بغل چانسونگ بیرون میاد و میگه:

_ ولی ما با هم دوست نیستیم چطور میتونم راحت باشم؟

چانسونگ: خب میتونیم با هم دوست بشیم، فقط کافیه نوک انگشتت رو بزنی به نوک انگشتم و بگی هوی هوی، مثل سریال دوست دخترم روباه نه دمه.

سونگهی: مگه میخوای گولم بزنی؟

چانسونگ جا میخوره و میگه:

_ باشه خب اصلا نمیخواد اینکارو بکنیم، همینطوری هم میشه دوست شد.

سونگهی با حسرت به انگشتهای تپلی چانسونگ نگاه میکنه و چانسونگ میگه:

_ دوست دارم نقاشی هایی که میکشی رو ببینم، به منم نشونشون بده.

 

داخلی - خانه ی 2PM - آشپزخونه - شب

سونگهی وسایل نقاشیش رو به جیون و هانا نشون میده و میگه:

_ ببینید چانسونگ برام چی خریده، تازه بهم گفت میتونم باهاش دوست باشم.

هانا: خوش به حالت یکی اینجا هواتو داره.

سونگهی: وا... ببین کی این حرفو میزنه. تکیون که دیگه بیش از حد هوای تو رو داره.

جیون: تازه، اون ازت خوشش اومده.

سونگهی و هانا درمورد همین دارن حرف میزنن که جیون با نا امیدی به اون دوتا نگاه میکنه و با خودش میگه: «خوش به حالشون، پس چرا هیچ کس با من دوست نشد؟» بعد از چند ساعت جونسو که تازه از خواب بیدار شده وارد آشپزخونه میشه تا جیون رو میبینه میگه:

_ تو با این پات اینجا چیکار میکنی؟

تا جیون میاد چیزی بگه، جونسو انگار که چیزی به ذهنش رسیده سریع به طرف اتاقش میره. بعد از نیم ساعت جونسو با یه عصا برمیگرده و به جیون میده و میگه:

_ این کمک میکنه به پات کمتر فشار بیاد. موقعی که پام آسیب دیده بود ازش استفاده میکردم، حالا تو ازش استفاده کن.

جیون با تعجب نگاهش میکنه و یهو لبخندی روی لبش میاد و میگه:

_ مرسی. نیم ساعت گشتی اینو برای من پیدا کنی؟

جونسو با مظلومیت میگه:

_ آره.

جیون با خودش میگه: «قربونت برم، ای کاش اونموقع پات اونطوری نمیشد که از یه همچین چیزی استفاده نمیکردی» یهو چانسونگ که داره بو میکشه وارد آشپزخونه میشه و میگه:

_ وای چه بوی غذایی میاد دارم از گرسنگی میمیرم.

همه جمع شدن و میخوان شروع کنن شام بخورن که هانا میگه: 

_ من بلد نیستم غذای کره ای درست کنم، این غذا رو از روی دستور العمل درست کردم، امیدوارم قابل خوردن باشه.

وویونگ: کتاب آشپزی کره ای داری؟

هانا: نه.

نیکون با کنجکاوی میگه:

_ پس دستورالعمل رو از کجا آوردی؟

هانا هل میشه و میگه:

_ از قبل یه جا خونده بودم و حفظ بودمش.

همه مشغول خوردنن که جونسو تا یه قاشق میذاره دهنش میگه:

_ بَه، چه خوشمزه س... اندازه ی آبلیموش دقیقا همون اندازه ای که دوست دارم.

هانا با ناامیدی بهش نگاه میکنه و سری تکون میده و با خودش میگه: «ای کاش کمتر آبلیمو ریخته بودم»

 

 داخلی - خانه ی 2PM - اتاق نشیمن - شب

نیکون روی مبل دراز کشیده که جیون بهش میگه:

_ امشب توی اتاق خودت بخواب، من و سونگهی اینجا میخوابیم.

نیکون میخنده و میگه:

_ اونوقت اگه جوسوب سر زده بیاد تو و شما رو اینجا ببینه، فکر میکنی چه حالی بشه؟

جیون سرش رو میندازه پایین و میگه:

_ ولی اگه هر شب اینجا بخوابی بدن درد میگیری.

وویونگ: باشه، اگه به فکر نیکونی من جامو باهاش عوض میکنم. شما برید توی اتاق من و من اینجا میخوابم.

 

داخلی - خانه ی 2PM - اتاق وویونگ - شب

وویونگ داره کمد لباسهاش رو جمع میکنه که یهو لباسهایی که جیون و سونگهی پوشیده بودن رو میبینه پرتشون میکنه توی سبد لباس کثیفها، سونگهی وارد اتاق میشه و با تعجب به لباسها نگاه میکنه.


0034~1.jpg

سونگهی لباسها رو از توی سبد برمیداره و میگه:

_ امروز صبح اینا رو شستم.   

وویونگ لبخند مجبوری میزنه و با تردید لباسها رو از سونگهی میگیره و همینطور که جدا از لباسهای دیگه ش میذاره با خودش میگه: «باید خودم بشورم» وویونگ لباس کثیفهاشو برمیداره و از اتاق بیرون میره. سونگهی با ذوق به اتاق وویونگ نگاه میکنه و میگه:

_ ای کاش دوربینمون رو نگرفته بودن و میتونستم عکس یادگاری بندازم.

یهو چیزی به ذهن سونگهی میرسه و یه گوشه میشینه و نمایی از اتاق وویونگ رو میکشه.  

 

روز بعد

 داخلی - خانه ی 2PM - اتاق نشیمن - عصر

تکیون که از سر کار برگشته هانا سریع میره جلو و سلام میکنه و کتش رو ازش میگیره و براش آب میوه میاره میگه:

_ عزیزم اینو بخور خستگیت در بیاد.

تکیون آب میوه رو میخوره و به هانا نگاهی میکنه و میگه:

_ اینطوری احساس میکنم شبیه آدمهای ازدواج کرده شدم.

هانا با خوشحالی میگه:

_ یعنی الان احساس میکنی من زنتم؟

تکیون متعجب میشه و میگه:

_ کجای یه دختر شونزده ساله شبیه یه زنه؟

هانا سینه شو میده جلو و با ناراحتی میگه:

_ شونزده سال سن کمی نیست.

تکیون که از کار هانا خنده ش گرفته یواشکی میخنده و با خودش میگه: «نباید زن بودنش رو زیر سوال میبردم» بعد از کمی همه دور هم میشینن ولی هنوز جونهو از سر کار برنگشته. هانا میگه:

_ من حوصله م سر میره بیاین پانتومیم بازی کنیم.

برای بازی به دو گروه (گروه اول: چانسونگ، سونگهی، جیون و جونسو) (گروه دوم: هانا، تکیون، وویونگ و نیکون) تقسیم میشن. برای شروع بازی از گروه اول سونگهی و چانسونگ جلو میرن، نیکون بهشون میگه: 

_ دوستی رو اجرا کنید.

سونگهی و چانسونگ به هم لبخندی میزنن و میرن رو به روی جیون و جونسو، نوک انگشتهای اشارشون رو به هم میزنن. سریع جیون و جونسو با هم میگن:

_ دارید دوست میشید.

از گروه دوم وویونگ و نیکون جلو میان سونگهی میگه:

_ تنفر.

وویونگ و نیکون سریع یه تیکه از رقص آهنگ "I Heat You" رو میرقصن و تکیون سریع میگه:

_ ازت متنفرم.

 نیکون با اشاره میگه: «بهش مربوطه» تکیون میگه:

_ نفرت.

سونگهی با خودش میگه: «آه... اصلا یادم نبود، با یه تیکه رقص تونستن اجراش کنن.» از گروه اول جیون و جونسو میرن جلو و هانا میگه:

_ پسران برتر از گل.

جیون در گوش جونسو چیزی میگه و میرن وسط و سکانسی که جونپیو به جاندی گردنبند هدیه میداد رو اجرا میکنن. در حین اجرا چانسونگ میگه:

_ یه چیزی توی جیب کت جونسو بود! ماه و ستاره داره!

جونسو صورتش رو به صورت جیون نزدیک میکنه، جیون چون نمیخواد چشم توی چشم جونسو بشه سریع چشمهاشو میبنده.


0035~1.jpg

همین لحظه جونهو وارد اتاق نشیمن میشه و با تعجب به اون دوتا نگاه میکنه و میگه:

_ دارید چیکار میکنید؟   

  

پایان قسمت پانزدهم

۱۳۹۱ فروردین ۱۴, دوشنبه

یه شاهکار دیگه از 2PM

این ویدوئو دیروز توی سومین Fan meeting گروه 2PM پخش شده، گروه 2PM اینبار سریال "THE MOON EMBRACES THE SUN" رو مسخره کردن، خیلی باحاله اگه میخوایید چند روز بخندید اینو حتما ببینید، با اینکه طرفدارا از روی پرده ضبطش کردن و کیفیتش زیاد خوب نیست ولی عالیه، فقط حیف که زیرنویس نداره.

Parody-2PM_The_moon_that_embraces_the_sun_15B19-15-465D.JPG
Parody-2PM_The_moon_that_embraces_the_sun_15B19-12-375D.JPG
Parody-2PM_The_moon_that_embraces_the_sun_15B19-13-485D.JPG
Parody-2PM_The_moon_that_embraces_the_sun_15B19-18-425D.JPG
Parody-2PM_The_moon_that_embraces_the_sun_25B19-19-315D.JPG
Parody-2PM_The_moon_that_embraces_the_sun_25B19-19-515D.JPG

این لینکهای آنلاینش
1
2
3

cr.christine0926wy 

اینا هم لینکهای mediafire
1
2
3

۱۳۹۱ فروردین ۱۳, یکشنبه

قسمت چهاردهم - کنار زدن فاصله ها

خارجی - جاده - شب

جیون با ذوق به جونهو نگاه میکنه و میگه:

_ واقعا؟ یعنی لیاقت عضو گروه 2PM شدن رو داریم؟

 جونهو لبخند شیرینی میزنه و سرش رو به علامت مثبت تکون میده و میگه:

_ ولی نمیتونم صد درصد بگم چون تا حالا آواز خوندنتون رو از نزدیک نشنیدم. 

جیون: الان یه هفته س که حتی تمرین هم نکردیم.

جونهو: الان که دیگه توی خونه نیستیم، میتونی الان برام بخونی؟

جیون شروع میکنه و قسمتی از آهنگ "Give it to me" رو میخونه، جیون که خیلی با احساس میخونه جونهو محو خوندنش میشه و بعد از اینکه شعر تموم میشه جیون با شوق میگه:

_ چطور بود؟

جونهو: خوب بود...

وسط حرف جونهو موبایلش زنگ میزنه و جواب میده، جونسو از پشت تلفن میگه:

_ جیون حالش خوبه؟

جونهو: آره.

جونسو: زود بیاید خونه مگه یادتون رفته فردا فیلمبرداری داریم.

جونهو: باشه الان میایم.

بعدش جونهو به نیکون زنگ میزنه و خبر میده که باید زود برن خونه. بعد از اینکه جونهو گوشی رو قطع میکنه جیون با انتظار به جونهو نگاه میکنه ولی جونهو که نمیخواد از جیون تعریف کنه ترجیح میده دیگه درمورد خوندنش حرف نزنه و سکوتی بینشون ایجاد میشه، بعد از کمی جونهو میگه:

_ نونا، بذار ببرمت توی ماشین تا وقتی بچه ها اومدن زود بریم.

جونهو، جیون رو بغل میکنه و جیون به جونهو با کنجکاوی نگاه میکنه و با خودش میگه: «شاید خیلی بد خوندم نمیخواد توی ذوقم بزنه، شایدم خیلی خوب خوندم و نمیخواد ازم تعریف کنه... یعنی کدوم میتونه باشه؟» 

سونگهی و نیکون و چانسونگ دارن بر میگردن پیش ماشین که سونگهی به چانسونگ میگه:

_ ممنون که درکمون کردید و موبایلت رودادی بهم.

چانسونگ: هر کسی بود توی اون موقعیت همین کار رو میکرد.

نیکون با خودش میگه: «اینا رو چه تعارفی تیکه پاره میکنن»  

 

داخلی - خانه ی 2PM - اتاق تکیون - شب

تکیون رخت خوابش رو روی زمین پهن میکنه و به هانا میگه:

_ من اینجا میخوابم تا تو روی تخت راحت بخوابی. یه موقع روی موهات میخوابم و موهات کش میاد سرت درد میگیره. 

هانا لبخند ملیحی میزنه و میگه:

_ ممنونم، شب بخیر.

هانا دراز میکشه و تکیون که خوابیده رو نگاه میکنه و با خودش میگه: «ای جان مثل یه گربه ی ملوس خوابیده»

 

داخلی - خانه ی 2PM - اتاق وویونگ - شب

جونسو وارد اتاق  میشه و وویونگ رو از خواب بیدار میکنه و آروم بهش میگه:

_ وویونگ یادته وقتی رفته بودیم خرید بهت چی گفتم؟

وویونگ با خوابالودگی میگه:

_ چی؟ در مورد تکیون میگی؟

جونسو: فکر میکنم نباید اون دوتا رو زیاد تنها بذاریم.

وویونگ: یعنی واقعا باید دخالت کنیم؟ حتماً خود تکیون حواسش هست.

جونسو: میترسم اون دختره گولش بزنه و کار دست تکیون بده.

وویونگ سری تکون میده و میگیره میخوابه. جونسو تکونش میده و میگه:

_ پس چرا خوابیدی؟ 

وویونگ: الان که دیگه نمیشه کاری کرد بذار بخوابیم.

جونسو آهی میکشه و از اتاق بیرون میره.

 

داخلی - خانه ی 2PM - اتاق نشیمن - شب

جونسو با تردید به طرف در اتاق تکیون میره و در میزنه، تکیون در رو باز میکنه و میگه:

_ چیه این وقت شب؟


0032~0.jpg

جونسو توی اتاق سرک میکشه و تا رختخواب روی زمین رو میبینه خیالش راحت میشه و بدون توجه به حرف تکیون میره، تکیون با ناراحتی میگه:

_ داداش چرا اینطوری میکنی؟ خودت میگی زود بخواب بعدش نصف شب بیدارم میکنی و سرکارم میذاری؟

جونسو بخاطر اینکه تکیون رو الکی بیدار کرده ناراحت میشه، همینطور که سرش رو میندازه پایین وارد اتاق خودش میشه.

 

روز بعد

داخلی - خانه ی 2PM - اتاق نشیمن - شب

پسرا بعد از فیلمبرداری سخت و طولانیشون برگشتن خونه و هر کدوم توی اتاقشون خوابیدن بجز نیکون که هنوز به خونه برنگشته، دخترا دارن تلویزیون نگاه میکنن که هانا میگه:

_ پسرا امروز خیلی خسته هستن، نظرتون چیه امشب ما شام بپزیم؟

سونگهی: آه، بیاید سفارش بدیم از بیرون بیارن.

هانا: آخه چطوری زنگ بزنیم؟

جیون: هانا راست میگه باید خودمون بپزیم.

سونگهی: من از آشپزی بدم میاد خودتون درست کنید.

 

داخلی - بیمارستان - شب

نیکون پیش دکتر شخصی گروه 2PM رفته و عکس پای جیون رو بهش نشون میده و میگه:

_ پای یکی از آشناهام آسیب دیده میخواستم بدونم وضعیتش چطوره، میتونه بازم برقصه؟

دکتر عکس رو با دقت نگاه میکنه و میگه:

_ ای کاش با خودت میاوردیش تا معاینه ش کنم ولی توی این عکس که چیز وخیمی دیده نمیشه البته اگه به پاش فشار بیاره ممکنه براش بد بشه.

نیکون نفس راحتی میکشه و میگه:

_ پس فقط باید یه مدت مراقبش باشیم؟

دکتر: دقیقا، ولی هرچی مدت زمان مراقبت بیشتر باشه بهتره. خواننده یا رقاص که نیست؟ آخه اگه باشه باید حداقل 20 روز کار نکنه.

نیکون: نه خوشبختانه.

 

داخلی - خانه ی 2PM - آشپزخونه - شب

هانا در حال شام درست کردنه و جیون هم نشسته سر میز و کمکش میکنه.

 

داخلی - خانه ی 2PM - اتاق چانسونگ - شب

چانسونگ با خستگی روی تختش دراز کشیده و چشماش رو بسته که یهو چشماش رو باز میکنه و با خودش میگه: «الان وقت خواب نیست، باید دست بکار بشم»

 

داخلی - خانه ی 2PM - اتاق نشیمن - شب

سونگهی با بی حالی تلویزیون نگاه میکنه، چانسونگ به طرفش میاد و میگه:

_ فیلمش خوب نیست؟

 سونگهی با تعجب بهش نگاه میکنه و میگه:

_ نخوابیدی؟ 

چانسونگ: نه، اگه این فیلمه رو دوست نداری بیا بریم توی اتاقم کارت دارم.

سونگهی تعجب میکنه ولی  طوری رفتار میکنه که چانسونگ متوجه نشه، تلویزیون رو خاموش میکنه و با چانسونگ به اتاقش میرن.

 

داخلی - خانه ی 2PM - اتاق چانسونگ - شب

سونگهی میشینه و چانسونگ یه بسته جلوش میذاره و میگه:

_ برای توئه، بازش کن.

سونگهی با تعجب نگاهش میکنه و چانسونگ میگه:

_ بازش کن دیگه.

سونگهی بسته رو باز میکنه و میبینه وسایل نقاشی توشه. با خوشحالی به چانسونگ میگه:

_ اینا مال منه؟

چانسونگ لبخندی میزنه و میگه:

_ دیروز گفتی نقاشی کردن دوست داری، اینا رو خریدم که تا وقتی اینجایی حداقل سرگرمی که دوست داری داشته باشی.

سونگهی: ممنونم.

 سونگهی با ذوق دستهاش رو یکم باز میکنه  و میخواد چانسونگ رو بغل کنه که پشیمون میشه و سرش رو میندازه پایین، چانسونگ با محبت بهش نگاه میکنه، آروم بغلش میکنه و میگه:

_ نیازی نیست احساس غریبگی کنی. 


 0033~1.jpg
پایان قسمت چهاردهم