دوستانی که داستان خارج از کنترل رو میخونن

لطفا به لینک زیر بروید و توی نظرسنجی مربوط به این داستان شرکت کنید


واکنش شما به داستان "خارج از کنترل" چیه؟

۱۳۹۰ اسفند ۲۳, سه‌شنبه

قسمت ششم - سختی های همخونه شدن

داخلی - خانه ی 2PM - اتاق نشیمن - عصر
نیکون سریع در اتاقش رو باز میکنه و با اتاق خالی مواجه میشه و با نگرانی میگه:
_ دیدید، گفتم  که دست کم نگیریدشون.
همه با ناراحتی وارد اتاق نیکون میشن.

داخلی - خانه ی 2PM - اتاق نیکون - عصر
تا پسرا وارد اتاق میشن یهو مرضیه و منصوره از زیر تخت و نسترن از توی کمد بیرون میان و پسرا رو میترسونن. پسرا از ترس همدیگه رو بغل میکنن و دخترا بلند میخندن.
0015~5.jpg
 تکیون، جونهو و نیکون  سریع به طرف دخترا میرن و با دست جلوی دهنشون رو میگیرن و تکیون با عصبانیت میگه:
_ دارید چیکار میکنید؟ میدونید بلند شدن صدای خنده ی یه دختر از توی خونه ی ما یعنی چی؟!
نسترن دست تکیون رو از جلوی دهنش آروم کنار میکشه و میگه:
_ ببخشید، فقط میخواستیم یه ذره باهاتون شوخی کنیم.
نیکون و جونهو هم دخترا رو رها میکنن و جونهو پوزخندی به مرضیه میزنه و میگه:
_ میدونستم نمیتونید فرار کنید.
جونسو: خیلی شوخیه بیمزه ای بود، اگه دوباره شلوغ کنید خودم حسابتون رو میرسم.
چانسونگ با آرنج میزنه به جونسو و زیر لبی میگه:
_ چی داری میگی؟
جونسو بدون توجه از اتاق بیرون میره، همه ی پسرا هم بدنبالش میرن. تا پسرا میرن بیرون دخترا با شیطنت به هم نگاه میکنن و یواشکی میخندن. نسترن میگه:
_ وای دلم میخواد این جونسو رو بگیرم خفه کنم. 
مرضیه صداشو صاف میکنه و میگه:
_ نسترن جان، نظرت قابل احترامه ولی مراقب حرف زدنت باش... یه بار دیگه درمورد جونسو اینطوری حرف بزنی خودم با دستهای خودم تو رو خفه میکنم.

داخلی - خانه ی 2PM - اتاق نشیمن - عصر
  پسرا میریزن سر جونسو و از رفتارش انتقاد میکنن، جونسو میگه:
_ مگه قرار نشد که هر کسی از روش خودش استفاده کنه، اینم روش منه.
وویونگ: خیلی بدجنسی.
جونهو: اتفاقا جونسو حرف خوبی زد، باید یکم هم بترسن وگرنه روشون زیاد میشه.
تکیون: جونسو هم حق داره، شاید اونم با روش ما مخالف باشه، ما نباید نظرمون رو به هم تحمیل کنیم.
یهو وویونگ میپره و تلویزیون رو روشن میکنه و میگه:
_ وای یه ربع از سریال ژاپنی مورد علاقه م گذشت.
تا وویونگ صدای تلویزیون رو زیاد میکنه یهو منصوره از اتاق بیرون میاد و کنار وویونگ میشینه و میگه:
_ وای اصلا حواسم نبود امروز این سریالو داره. وویونگ میشه برای منم ترجمه کنی، آخه من سریالو با زیرنویس انگلیسی میدیدم.
وویونگ با تعجب منصوره رو نگاه میکنه و چانسونگ کنار منصوره میشینه و میگه:
_ تا جایی که بتونم برات ترجمه میکنم.
چانسونگ لبخندی میزنه و منصوره آب گلوش رو به سختی قورت میده. مرضیه میاد بالای سرشون میایسته و میگه:
_ میشه به منم جا بدید بشینم.
منصوره یه نگاه به سمت راستش که وویونگ نشسته و یه نگاه به سمت چپش که چانسونگ نشسته میکنه رو به مرضیه میگه:
_ خب بیا جای من بشین.
منصوره تا میاد بلند بشه چانسونگ دستش رو میگیره و میگه:
_ مگه نمیخواستی برات ترجمه کنم.
منصوره با تردید میشینه. مرضیه سریع میپره جلوی منصوره روی زمین میشینه و میگه:
_ منصوره من اینجا میشینم.
نسترن که تازه از حموم دراومده و موهاش خیسه، میخواد با سشوار خشکش کنه ولی مرضیه و منصوره که دارن سریال نگاه میکنن بهش محل نمیذارن و نسترن میره توی اتاق نیکون.

 داخلی - خانه ی 2PM - اتاق نیکون - عصر
نسترن داره موهای بلندش رو به سختی خشک میکنه که تکیون چند ضربه به در میزنه و وارد اتاق میشه و میگه:
_ چرا تنهایی این کار سخت رو میکنی؟ من بیکار بودم بهم میگفتی کمکت میکردم.
0016~4.jpg
تکیون سشوار رو از دست نسترن میگیره و کمکش میکنه و نسترن هم با غرور لبخندی میزنه و میگه:
_ الان دستت درد میگیره آخه موهام خیلی سنگیه.
تکیون بازوهاشو نشون میده و میگه:
_ نترس تا اینا رو دارم غم ندارم. 
نسترن: میدونی؟ باید دوست پسرم مثل تو کامل باشه و همه چیز داشته باشه.
تکیون: موهات خیلی بلنده سخت نیست؟
نسترن: به سختیش می ارزه، مگه قشنگ نیست؟
تکیون سری تکون میده و میگه
_ خیلی قشنگه.

داخلی - خانه ی 2PM - اتاق نشیمن - شب
مرضیه روی مبل نشسته داره چرت میزنه. جونهو روی مبل کناریش نشسته و بازی میکنه که یهو میبینه مرضیه داره می افته و سریع میپره و میگیرش. مرضیه تا چشماشو باز میکنه چشم توی چشم جونهو میشه و سریع از بغلش در میاد و جونهو مظلومانه میگه:
_ چرا نمیری سر جات؟
مرضیه: منصوره و نسترن تمام تخت رو گرفتن و جایی برای من نیست. میشه یه بالش و لحاف به من بدید.
جونهو با تعجب میگه:
_ میخوای روی زمین بخوابی؟
مرضیه با سر تأیید میکنه. جونهو یکم مکث میکنه و اینطرف و اونطرف رو نگاه میکنه وقتی میبینه کسی نیست با شیطنت میگه:
_ میخوای بریم اتاق من...
یهو نیکون میاد و جونهو تا نیکون رو میبینه با دست پاچگی حرفش رو عوض میکنه و به مرضیه میگه:
_ میخوای بری توی اتاق من بخوابی؟ منم اینجا روی مبل میخوابم.
نیکون سریع میگه: 
_ چی داری میگی؟ پس من کجا بخوابم؟
همین لحظه وویونگ با بالش و لحافش میاد و میگه:
_ سر و صدا نکنید من میخوام اینجا روی زمین بخوابم.
جونهو رو به وویونگ میگه: 
_ مرضیه بره توی اتاقت بخوابه؟
وویونگ ولو میشه روی زمین و میگه:
_ بره.
مرضیه با خوشحالی رو به جونهو آروم میگه:
_ ممنونم.
مرضیه میره توی اتاق وویونگ، جونهو هم لباشو برمیگردونه و شونه هاشو بالا میندازه و به اتاقش میره.

داخلی - خانه ی 2PM - اتاق وویونگ - شب
مرضیه خواب از سرش پریده و با ذوق به اطراف اتاق وویونگ نگاه میکنه ، با خودش میگه: «ایکاش منصوره هم اینجا بود. باید اتاق وویونگ رو هم میدید. آخ چرا اینقدر خوابم میاد؟ باید خوب اینجا رو نگاه کنم شاید دیگه نتونم بیام توش.»

روز بعد
داخلی - خانه ی 2PM - اتاق نیکون - صبح
منصوره با تعجب مرضیه رو نگاه میکنه و میگه:
_ دیشب کجا خوابیده بودی؟
مرضیه با ذوق و غرور میگه:
_ جاتون خالی توی اتاق وویونگ بودم. 
منصوره با ناراحتی و بغض میگه:
_ وویونگ؟
مرضیه: آره، چون اینجا جا نبود وویونگ بهم اجازه داد اونجا بخوابم.
منصوره: خوش بحالت.
نسترن: وای کی میشه من برم توی اتاق تکیون!

داخلی - خانه ی 2PM - اتاق نشیمن - صبح
 همه دور هم صبحانه میخورن، تکیون قاشق رو بزور بالا میاره ولی میخواد نشون نده که دستهاش درد میکنه. جونسو دخترا رو نشون میده و با عصبانیت میگه:
_ حالا باید با اینا چیکار کنیم؟ اگه فردا برای فیلمبرداری بیان بدبخت میشیما.
هر کدوم از پسرا یه ایده میدن ولی هیچ کدوم اونقدر که باید خوب نیست، دخترا دیگه از کنجکاوی دارن میترکن که مرضیه میگه:
_ موضوع چیه؟ چرا ما باید قایم بشیم.
نیکون توضیح میده که توی خونه فیلمبرداری دارن. مرضیه میگه:
_ من یه ایده بدم؟
همه با تعجب بهش نگاه میکنن. 

پایان قسمت ششم

هیچ نظری موجود نیست: